تبليغاتX
.::Anti SATAN- ضد شیطان::. - روشنفکر کیست؟

.::Anti SATAN- ضد شیطان::.
پایگاه تحقیقاتی و تخصصی ویژه شیطان گرائی و بررسی انتقادی فرق نوظهور در عصر جدید


نویسنده : حیدر و ساناز ; ساعت 18 روز یکشنبه 22 شهریور1388

روشنفکری  (در انگلیسی Intellectualism در فرانسه Intellectuelité و در زبان لاتین Intelligere) به معنی تفکیک دو چیز از همدیگر است. به همین دلیل به عنوان روح انتقادگرا و ممیز شناخته می شود.

واژه ی روشنفکر یا«اینتلکتوال» صفتی است برای آدمهای خردمند ، خردگرا و عقلائی؛ آدمهائی که پدیده های جهان را برحسب دستور خرد و دانش بررسی می کنند و می سنجند و به جای خیالبافی، متفکر و اندیشه ورند. به این ترتیب در مقایسه ی این مفاهیم با ذهنیتهای تخیلی و توهمی، شمار روشنفکران در هرجامعه، نمی تواند رقمی فوق العاده بزرگ را در برگیرد.

« اینلجنسیا» نخستین بار  در هالند و روسیه در دهه 1820 تا 1840 در ارجاع به لایه های اجتماعی به کار گرفته شده است که به دلیل تحصیلات و نظام ارزشی خود از بقیه جامعه متمایز بود.  کلمانسو در سال (1898) برای نخستین با ر واژه  اینتلکتویل را برای  اشاره به گروهی از مدافعان برجسته دریفـوس در ماجرای دادگاه دریفوس به کار برده است. دریفـوس افسر یهودی بود که در سال 1894 به جرم خیانت به ارتش فرانسه دستگیر و محکوم به حبس ابد شد. پس از حدود 5 سال مدارکی دال بر بی گناهی وی یافت شد و ماجرای محاکمه او را به مساله سیاسی مبدل کرد.  امیل زولا  با انتشار نامه ای سر گشاده با عنوان " من متهم  می کنم "  ارتش و دادگستری رابه اعمال خلاف قانون متهم کرد. او به خاطر همین نامه محکوم و زندانی شد . بلافاصله نامه ای با امضای حدود سیصد نفر از نویسندگان، هنرمندان و دانشمندان جامعه فرانسه منتشر شد که محاکمه دریفـوس را غیر قانونی اعلام می کرد. این نوشته به بیانیه روشنفکران شهرت یافت.با عقب نشینی ارتش و دادگستری، نقش و نفوذ روشنفکران در جامعه اعتباری خاص یافت. اغلب ماجراي دريفوس را نقطه ظهور كامل روشنفكر در زندگي عمومي مي  دانند.

.........................................

روشنفکری (در انگلیسی Intellectualism در فرانسه Intellectuelité و در زبان لاتین Intelligere) به معنی تفکیک دو چیز از همدیگر است. به همین دلیل به عنوان روح انتقادگرا و ممیز شناخته می‌شود.

بطور کلی با ارائه سنتزی از تمام تعریفات متعارض در رابطه با روشنفکر یم توان آن را چنین بیان داشت. روشنفکر از طبقه تحصیل کردگانی در جامعه است که با دغدغه‌های انسانی، اجتماعی، ارزشی، فرهنگی و سیاسی اقدام به موضع گیری در مباحث و مسائل حساس و مهم جامعه خویش و جامعه جهانی می‌کنند.[۱]

روشنفکر نسبت به مسائل جامعه خودی و جامعه جهانی و نیز نسبت به آرمانها و بایسته‌ها احساس مسئولیت و تعهد می‌کند.[۲]

روشنفکری در منظر کلی شامل مجموعه خصلت هایی است:[۳]

مجله کیهان فرهنگی - شماره 167 - روشنفکر کیست؟ روشنفکری چیست؟

روشنفکر سیاسی بیرون از سیاست است، و جهت هرچه بهتر دفاع کردن از آرمانها و شناساندن آنا، حتی نسبت به گروههای هم آرمان هو تعلق و وابستگی ندارد
دارای امید به آینده و حرکت در آن جهت و همزمان تردید در واقعیات و حرکت جهت اصلاح آنهاست.
مخالف هرگونه عقب ماندگی و جهل و خرافه است و در جهت رشد و نوسازی تلاش می‌کند.
منتقد است و تحول خواه
با سه گروه تعاما ندارد:
اصحاب قدرت(دولت-حکومت)
اصحاب دین(کلیسا-روحانیت)
طبقه حاکم (زمین داران-سرمایه داران)
فهرست مندرجات

۱ تاریخچه
۲ جریان روشنفکری در ایران
۲.۱ پیدایش
۲.۲ رشد
۲.۳ روشنفکری دینی
۳ پانویس
۴ منابع
۵ جستارهای وابسته
 


 تاریخچه
جریان روشنفکری در قرون وسطی پا گرفت. دانشگاههای آن دوره محل تحصیل قشری بوده که به طور نسبی از قشر حاکم فئودال مستقل بودند. روشنفکری به معنی مدرن آن نخستین بار در جریان محاکمه آلفرد دریفوس مشاهده شد. این شخص یک افسر ارتشی بوده که به جرم خیانت به جزایر شیطان تبعید شده بود ولی پس از شش سال مدارکی دال بر بی گناهی وی یافت گردید. در جریان محاکمه مجدد این افسر یهودی امیل زولا و ۳۰۰ تن از هنرمندان و نویسندگان آن دوره نامه‌ای با عنوان من متهم می‌کنم به رئیس جمهور می‌نویسند که آن نامه به نام اعلامیه روشنفکران مشهور شد. این اقدامات منجر به عقب‌نشینی دادگاه نظامی گردید و نخستین پیروزی روشنفکری به شمار آمد.

جریانات روشنفکری نخستین بار در زمان به وقوع پیوستن انقلاب فرانسه تلاش نمودند تا اندیشه‌های خود را در جامعه اشاعه دهند. این قشر که برآمده از جریان آزادیهای سیاسی آن دوره بودند تلاش نمودند انسان‌مداری، افکار لائیک و لیبرالیسم را در جامعه رواج دهند. روشنفکران قرن ۱۸ مانند سخنگویان بورژوازی عمل می‌کردند و سعی در توجیه روابط حاکم بر جامعه آن روز داشتند. در قرن نوزدهم گروه جدید از روشنفکران سوسیالیست قوت گرفتند و برعکس روشنفکران نسل پیش بر علیه بورژوازی تبلیغ می‌کردند. ضدامپریالیسم در قرن بیستم نیز تأثیرات خود را بر روشنفکران به صورت ملموس تداوم بخشید.

 

 

 جریان روشنفکری در ایران
نوشتار اصلی: جنبش روشنفکری ایران

 پیدایش
در زمان حکومت دودمان قاجار و به ویژه در پی شکست ایران از روسیه قشر تحصیلکرده به دنبال کشف علل عقب ماندگی ایران از کشورهای اروپایی بودند. این شکست نظامی سران قاجار را هم برای رفع عقب ماندگی تشویق کرد. یکی از کسانی که در این امر مصر بود عباس میرزا بود زیرا وی شاهد شکست خود به علت عقب ماندگی فناوری بوده‌است. وی برای اولین بار دانشجویانی جهت تحصیل به اروپا ارسال کرد تا از تکنولوژی آنها بهره‌مند گردد. اولین گروه از روشنفکران ایرانی مانند میرزا ملکم خان و طالبوف بیشتر طرفدار حکومت بودند زیرا اولاً از داخل قشر حاکمه بودند و ثانیاً توسط دولت رشد کرده بودند. ازاینرو اولین گروه روشنفکری در ایران توسط دولت مرکزی شکل گرفت.


 رشد
با آشنایی بیشتر مردم با غرب و افزایش رفت و آمد به غرب به خصوص استانبول تحصیل‌کردگان ایرانی با سیستم فکری غرب آشنایی بیشتری یافتند. به ویژه آنکه نهضت مشروطه در عثمانی به نتیجه رسیده بود و به تدریج افکار مشروطه خواهی در ایران گسترش یافت. در این دوران گروههای روشنفکر در گروهها و انجمنهای مخفی متشکل شدند. از جمله این انجمنها می‌توان به فراموشخانه، لژ بیداری ایران، انجمن آدمیت و انجمن ترقی اشاره کرد. این گروهها با پخش اعلامیه‌ها و انتشار روزنامه‌ها افکار خود را منتشر می‌کردند. این گروه به لزوم اصلاحات سیستم ارضی و اداری و کم شدن نقش روحانیون از جامعه و نیز محدود ساختن حاکمان در چهارچوب قانون تاکید می‌کردند.


روشنفکری دینی
در سال‌های بعد از کودتای ۲۸ مرداد برخی از روشنفکران کوشیدند تا تلفیقی از آموزه‌های روشنفکری و فرهنگ ایرانی-اسلامی به دست دهند. آنها همچنین به شدت تحت تأثیر روشنفکران استعمارستیز کشورهای جهان سوم نظیر ماهاتما گاندی، اقبال لاهوری و فرانتس فانون بودند. از شاخص‌ترین چهره‌های این جریان می‌توان به علی شریعتی و جلال آل احمد اشاره کرد. بخصوص این گروه با سعی در بهره‌گیری از ظرفیت‌های تشیع نقش عظیمی در مبارزه با حکومت پهلوی برانگیختن جامعه به سوی انقلاب اسلامی داشتند.

در کنار اینان برخی از روشنفکران دینی بشدت مشغول به چالش‌های اسلام و مدرنیته بودند. آنها سعی می‌کردند تا شرایط جدید را فهمیدنی سازند و موضعی مشخص در میانه تقابل اسلام و غرب ارائه دهند. البته این دسته دیدگاه‌هایی بشدت متعارض دارند و اشتراکشان تعلق خاطر به مباحث فلسفی اسلامی و غربی است. از مهم‌ترین چهره‌های آن می‌توان از مصطفی ملکیان، احمد فردید، سید حسین نصر، عبدالکریم سروش و رضا داوری باد کرد.


 پانویس
↑ روشنفکری و روشنفکری دینی ایران در سمت حرکت، محمدباقر خرمشاد، فصلنامه سیاسی-اجتماعی رهیافت های سیاسی و بین المللی، ش4، بهار و تابستان 82، ص 124-123
↑ روشنفکری و روشنفکری دینی ایران در سمت حرکت، محمدباقر خرمشاد، فصلنامه سیاسی-اجتماعی رهیافت های سیاسی و بین المللی، ش4، بهار و تابستان 82، ص 124
↑ Encyclopeadia Univesalis ، Corpus9 ، Paris ، 1984،p1250-1249
‎‎

منابع
مهرزاد بروجردی «روشنفکران و غرب» چاپ دوم انتشارات فرزان ۱۹۹۸

Ervand Abrahamian, “Iran Between Two Revolution”, Princeton University Pres, ۱۹۸۲
Nikki R. Keddie, “The Roots of Revolution: An Interpretive History of Modern Iran”, New Haven: Yale University Pres, ۱۹۸۱
Nikke R. Keddie, “The Iranian Revolution in Comparative Prespective”, American Historical Review ۸۸, No ۳, June ۱۹۸۳
روشنفکری و روشنفکری دینی ایران در سمت حرکت، محمدباقر خرمشاد، فصلنامه سیاسی-اجتماعی رهیافت های سیاسی و بین المللی، ش4، بهار و تابستان 82.
Encyclopeadia Univesalis ، Corpus9 ، Paris ، 1984

 

http://fa.wikipedia.org