نویسنده : ابراهیم و سمانه ; ساعت 14 روز یکشنبه 27 اردیبهشت1388
| به بهانه اجرای عمومی نمایش «بخوان » کاری از «عاطفه تهرانی» |
| «بخوان» از گمراهی،گناه و شیطان درونی انسان می گوید |
| تهران - خبرگزاری ایسکانیوز : نمایش« بخوان»به زندگی قومی می پردازد که بدونه دغدغه در آسایش، رفاه و خوشبختی زندگی می کنند در این راه مورد آزمایش قرار می گیرند. |
 |
|
نمایش «بخوان» ،با تصاویری بر روی پرده شروع شده وبا تصویری سفیدی که آرام آرام در رنگ قرمزغرق می شود،شروع میشود تا جایی که کل تصویر قرمز شده، همه جا را فرامی گیرد. بازیگران با لباس هایی یک دست و هم شکل شروع به انجام حرکاتی هماهنگ و یک دست می کنند .حرکاتی موزون وهماهنگ که همه در خدمت بازسازی نمایش وشرح حالی از سرنوشت انسان وشیطان است . نمایش« بخوان» روایتی از گمراهی ،گناه ،هوای نفسانی و شیطان درون انسان است وبه بازگویی قومی می پردازد که بدونه دغدغه درآسایش،رفاه و خوشبختی زندگی می کنند.به پرستش خدا باجان ودل مشغول هستند . امادر این راه مورد آزمایش قرار می گیرند. زنی که شبیه به جادوگران وساحره وآدمهای ماورائی ،باقدی بلند وبزک کرده ودارای چهره ای شیطانی است .مامور گمراهی واز راه راست به گمراهی کشاندن این قوم می شود . دراین نمایش هر کس جداگانه موردآزمایش قرار می گیرد.زن شیطان نما تمام تلاش خود را به کار می گیرد تا قومی درستکار و پاک را گمراه کند. ابتدا از طریق وارد کردن اختلاف و دو دستگی بین افراد آن قوم به تفرقه افکنی می پردازد. دراین راه مردم آن قوم فریب خورده هرکدام به تنهایی ازطرف زن شیطان صفت مورد آزار واذیت قرار می گیرند.شیطان ازهیچ تلاشی کوتاهی نمی کند. نیستی و نابودی و خشکسالی بر مردم حاکم می شود و در پایان با کشته شدن زن جادوگر شیطان صفت، رحمت بر مردمان آن قوم جاری می شود. در این نمایش عنصر حرکت وآمادگی بدن بازیگران به نحو خوبی مورد استفاده قرارگرفته است . حرکات بازیگران هماهنگ ،نفس گیر، سخت، سنگین و تا حدودی خطرناک است. به دلیل این که در طول اجرا بازیگران مدام خود را روی سن پرتاب می کردند. کف پاهایشان محکم و به شدت روی سن نمایش کوبیده می شد. بازیگران با بدن و انجام دادن حرکات بدنی به زبان بدن و غیر کلامی با اطراف خود ارتباط برقرار می کردند. واین غیر کلامی بودن نمایش کار بازیگران را دشوار می کرد. دیالوگ وگفتگویی در نمایش وجود ندارد. فرم ،ساختن تابلویی نمایشی وایجاد تصاویری که هرکدام نشان دهنده موقعیت وزجری است که بازیگران در نقش مردمان آن قوم از خود می سازند. کارگردان نمایش با تکیه بر عنصر بدن بازیگران به تعریفی جدید از نمایش می پردازد .«استانیسلاوسکی» معلم بزرگ بازیگری تئاترو نمایش جهان همیشه بر بدن وحرکت بازیگران وغرق شدن بازیگر در نقش تاکید می کرد.در نمایش «بخوان » به نظر می رسد «عاطفه تهرانی »بیش از هر چیز خواسته ادای دینی نسبت به معلم بزرگ بازیگری داشته باشد .البته به دلیل آشنا نبودن مخاطب ایرانی با این گونه آثار امکان دارد نمایش پس زده شود واین به دلیل فضای نو وبکروعدم داشتن دیالوگ در نمایش است . نمایش «بخوان»دارای اشکالاتی نیز هست. به عنوان مثال هر بازیگری روی صحنه برای خودش فرم و حرکتی جداگانه انجام می داد که تمرکز تماشاگران را از بین می برد.از طرفی به دلیل پخش تصاویر رنگارنگی که روی پرده انتهای صحنه نمایش داده می شود. تمرکز و حواس مخاطب تا حدودی از بین رفته وباعث غرق شدن نمایش در حرکاتی تکراری می شود. حرکات بازیگران در ادامه نمایش رفته رفته رنگ تکرار به خود می گیرد. نجواها و صداهایی نامفهومی که درلایه لای تصاویر و در صحنه هایی توسط بازیگر بیان می شود، همه حکایت از نمایشی ساختار گرایانه و متکی به فرم رانشان می دهد. کارگردان نمایش باقراردادن رنگهای مختلف در کنار هم ،توانسته به لحاظ اجرایی از رنگ ها به خوبی در جهت بیان احساسات بازیگران و مضمون نمایش استفاده کند. ورود پارچه قرمز به صحنه و رفتن شیطان زیر آن ،لالایی خواندن زن جوان به عنوان نمادی از زایش ،رستگاری ،تولد وپاکی که القا کننده حس مادرانه وشادی حزن انگیز همراه با ناله را از تولد کودکی تازه به دنیاآمده، روایت می کرد وتمام این صحنه های عاشقانه و مادرانه با پاشیده شدن رنگ قرمز،وغرق شدن رنگ سبزبه عنوان نمادی اززندگی از بین می رود.رنگ قرمزبه عنوان نمادی از خون ، مرگ، ناامیدی ، به عنوان نمادی ازکشته شدن انسان توسط زن شیطان صفت را بیان می کند.درادامه نمایش شاهد زجر،ناله، فریاد وبه پا خواستن آدمها، روییدن وزندگی هستیم که دوباره رنگ قرمز پاشیده شده، و تلاش عبث و بیهوده انسان برای فرار از گناه را که ناامیدانه در گرداب هوس خویش غرق شده نشان می دهد.دراین بین هلهله وشادی شیطان ازغلبه وپیروزی بر انسان را شاهدیم. انسانی که نتوانسته از تن پروری،خود خواهی وغرورمذبوهانه خود دست بردارد ونتیجه آن شکستی است که از شیطان می خورد.اما تجربه نشان داده که انسان با تکیه بر اتحا د وهمدلی می تواند بر هر چیزی غلبه ،وآن را شکست دهد.درآخر نمایش«بخوان»شاهد یکدلی ویکی شدن افرادآن قوم هستیم مه بانابودی شیطان به عنوان نمادی از تیره گی ،ناامیدی ومرگ آنها به آرامش می رسند وبه شکرانه این پیروزی دستهایشان را به طرف آسمان گرفته، وسر تعظیم در مقابل خداوند فرود می آورند. در نمایش «بخوان» از بدن بازیگران، رنگ های مختلف ،طراحی دکور، و لباسهای ساده به خوبی استفاده شده و کارگردان سعی کرده تا با تکیه بر حرکات بدن وفرم بازیگران ، نمایش خود را به اجرا درآورد.. ازعمده اشکالات نمایش می توان به تکرار بیش از اندازه یکسری حرکات بازیگران و در کنار آن سرو صدای پاهای بازیگران که محکم به زمین کوبیده میشدنداشاره کرد که رفته رفته تمرکزو اعصاب تماشاگران را به هم می ریخت. تاجایی که در صحنه هایی ازنمایش براثربرخورد بدن بازیگران با زمین، تماشاگران نگران مصدومیت آنها بودند.در نمایش«بخوان» بدن بازیگران، به خصوص از لحاظ آمادگی بدنی به رخ کشیده می شودومی تواند کلاس درسی برای بعضی از بازیگران نمایش ما باشد که در ساختن بدنی آماده برای تئاتر کوتاهی می کرده وفکر می کنند بازیگری یعنی نشستن روی مبل وگفتن دیالوگهایی تخت ،یکنواخت ،وگرفتن فیگورهایی تکراری وتصنعی باژستهایی روشنفکرانه./120
http://iscanews.ir/fa/ShowNewsItem.aspx?NewsItemID=297242 |