با يافتن اين سرنخ كه اين مكاتب ريشه اومانيستي دارند مي توان گفت كه نتيجه محتوم اومانيسم، نيهيليسم است و بشري كه در جستجوي معنا به اين وادي رسيده است، بعد از طي مسافتي، خود به پوچ گرايي معرفت شناختي خواهد رسيد. چرا كه اساساً اين مكاتب خود را مقيد به پايه ريزي مباني معرفت شناختي نمي كنند.
|
سخنان يكي از پيروان سابق فرقه رام الله
|
|
| |
|
اغلب مردم اساساً درك ملموسي نسبت به فرقهها ندارند و اين همان نقطه آسيبپذيري آنهاست زيرا ممكن است مانند من كه تحصيلات عالي در زمينه پزشكي هم دارم سالها در دام يك فرقه گرفتار باشند و خودشان هم ندانند اين گروهكي كه در آن فعاليت ميكنند يك فرقه است! |

دانلود کتاب زندگی نامه ی او
http://www.keshavarz-dairy.com/JHE/Aameen%20-%20Iliya-%20Khoda%20ba%20man%20ast.pdf
روشنفکری (در انگلیسی Intellectualism در فرانسه Intellectuelité و در زبان لاتین Intelligere) به معنی تفکیک دو چیز از همدیگر است. به همین دلیل به عنوان روح انتقادگرا و ممیز شناخته می شود.

واژه ی روشنفکر یا«اینتلکتوال» صفتی است برای آدمهای خردمند ، خردگرا و عقلائی؛ آدمهائی که پدیده های جهان را برحسب دستور خرد و دانش بررسی می کنند و می سنجند و به جای خیالبافی، متفکر و اندیشه ورند. به این ترتیب در مقایسه ی این مفاهیم با ذهنیتهای تخیلی و توهمی، شمار روشنفکران در هرجامعه، نمی تواند رقمی فوق العاده بزرگ را در برگیرد.
اگرچه نياز به معنويت ، بزرگترين و مهم ترين دغدغه ي بشري ست و انسان مدرن امروزي نمي تواند غافل از عالم معنويت به حيات خويش ادامه دهد . تا جائي كه برخي متفكران معنوي معنوي انديش تاكيد دارند كه نياز انسان امروز به زيست معنوي ،از نياز انسان ديروز به مراتب بيشتر است . اما فهم عاميانه از معنويت در بطن زندگي آميخته با مدرنيته ي امروزي ، موجب پديد آمدن مكاتب و نحله هاي معنوي و شبه معنوي التقاطي گرديده است كه انسان امروزي را عمدتا با خود به بيراهه رهنمون مي سازد.
![]()






