
امام سجاد (ع): گناهانی که باعث تغییر نعمت ها می شود، عبارتنداز:ظلم بر مردم ، ترک کردن عادت های خیر و پسندیده ، کفران نعمت و ترک کردن شکر. زیرا خداوند عزوجل می فرماید: خداوند سرنوشت هیچ ملتی راتغییر نمی دهد، مگر اینکه خودشان تغییر روش دهند...
فکر نمی کنم در طول این هزاران سالی که از عمر بشر میگذرد و این همه انسان دیده به جهان گشودند و بعداز سال های سال عمر رخت از دنیا بستد یک نفر ، فقط یک نفر در طول عمر خویش پیدا می شده که آرزویش داشتن چنین صورتی بوده(حتی برای یک لحظه)!! که در هزاره سوم پس از میلاد با وجود این همه پیشرفت و ((به قول خودشان "عصرفناوری!" )) این نگرش این چنین طرفدار داره (شیطانیسم) ، آری پوچی دین هایشان (مسیحیت و....) که هیچ برنامه جامعی برای زندگی بشری نداشته و ندارد و نخواهد داشت ونیز پیشرفت بدون عدالت، این بیچارگان را به چنین روزی انداخته....


فیلم تولد یك ملتThe Birtn of Analion كه در نسخه نخستین دارای طول مدت نمایش 2 ساعت و 65 دقیقه بود، یك اثر عظیم تولید سینمایی لقب گرفت. گریفیث سال بعد، فیلم دیگر خود به نام «تعصب» را به نمایش گذاشت كه در ادامه «تولد یك ملت» بود. اگرچه سینماگرانی از كشورهای مختلف اروپایی فیلمهایی ابتدایی ساخته بودند، اما هرگز فیلم سینمایی تأثیرگذاری چون «تولد ملت» یك بدعتی در صنعت فیلمسازی به حساب نیامد. سناریوی فیلم از رمانی متوسط، نوشته یك راهب پروتستان به نام عالیجناب «تاماسدیكسون به نام مرد فرقه» اقتباس شده بود. راهب پروتستان كتاب خود را به عمویش سرهنگ لوروی مكآفی، یكی از تیتانهای اعظم فرقه تقدیم كرده بود. (در فرقه كیو ـــ كلوكس ـــ كلان، عنوان تیتان كه از اسطورههای یونانی گرفته شده است، معادل استاد اعظم در فراماسونری است) به یاد داشته باشیم كه همه رؤسای جمهور امریكا یهودی و فرماسونر بودند.
«دیوید وارك گریفیث» در 23 ژانویه 1875 در شهر «گرانژ» در ایالت كنتاكی به دنیا آمد. پدرش پزشكی بود كه در سواره نظام قشون جنوب خدمت میكرد و به هنگام شروع جنگهای داخلی، سرهنگ بود. درپی جنگ داخلی، خانه پدر گریفیث ویران میشود. گریفیث در ده سالگی به شرایط شمالیها آشنا میشود كه در قالب نظامیان به جنوب میآیند و غارت میكنند. او تصویری خشن از شمالیها (یانكیها) در ذهن خود ثبت میكند و با دیگران به احیای مجدد فرقه یا گروه كیو ـــ كلوكس ـــ كلان دست میزند. گریفیث در دانشگاه هاروارد در دفاع از فیلم «تولد یك ملت» میگوید:
«آنچه را در فیلم من میبینید، اعتقادم علیه خشونت انسان علیه انسان است. از سوی هر كه میخواهد باشد … به همان اندازه كه سفیدپوست متجاوز وجود دارد، سیاهپوست نیز هست و به همان حد كه سیاه پوست با احساسات انسانی دیده میشود، سفیدپوست نیز دیده میشود. برای من رنگ بیرونی پوست مطلقاً مطرح نیست؛ بلكه رنگ درون قلب را میبینم و به همین دلیل هم سیاه پوست واقعی را كه برایم امكان داشت به بازی بگیرم نپذیرفتم و سیاهپوستان من سفیدپوستاناند كه صورت و گردن و دستهایشان به دوده اندوده است و این سیاهی، جز یك دورن سیاه را نمیتواند بنمایاند.»

«ژرژ سادول» در تحلیل فیلم «تولد یك ملت» میگوید:
«نژادپرستی جلوهای است از شخصیت گریفیث كه از تربیت و بینش دوران نوجوانیاش ناشی میگردید. تضاد در شخصیت او، یعنی نژادپرستی و در عین حال انسان دوستی بهنظر موجه است. او فرزند خانوادهای بود كه همهچیز خود را در جنگ از دست داده بود. تمام جنوبیها بهگونه سنتی و موروثی، ضد سیاهپوست بودند و او نیز نمیتوانست خود را از یك چنین ایدئولوژی بركناردارد. گریفیث بعد از اشتغال به روزنامهنگاری و شاعری و همكاری با یك گروه نمایشی با یكی از بازیگران گروه نمایش «لیندا آژیدشن» ازدواج كرد. بهعنوان نویسنده به استودیو ادیسون راه یافت و از آنجا به مؤسسه بیوگراف وارد شد و با"ادویناس پورتر" آشنا شد و با او و همچنین با"مك كاچن" فیلمساز بیوگراف به كار پرداخت. سرانجام به پشت دوربین رفت».
نگاهی اجمالی بر تاریخ سینمای جهان گواه این حقیقت است كه سینما بیش از هر هنری ابزاری ایدئولوژیك است و اگر با تمهیدات ویژه هنری، عملی تعكیس نشان داده میشود، دال بر صورت ظاهری نیست و چه بسا در برههای خلاف انتظار و منافع سازندگان آن جلوه كند. در نهایت ایجاد زمینه میتواند محصولی در آینده داشته باشد. ایدئولوژیهای افراطی قرن بیستم در كنار دیگر فعالیتهای تبلیغاتی از سینما، بیشترین بهره دلخواه را بردهاند. اگر از این حیث رقابتها و تكنیكها غنیتر شدهاند، از عوارض ایدئولوژیك بوده است، نه صرفاً هنر برای هنر.
سینمای هالیوود با مالكیت یهودیان از آمیزش منافع استعمار امریكایی و ایجاد فضای مثبت برای تغییر نگرشها بهویژه مسیحیها به مظلومیت دروغین یهودیان شكل گرفت و در رشتههای مختلف فیلمسازی ادامه یافت. سربازان امریكایی در همه فیلمها سربازان آزادی جنگهای اول و دوم جهانی بودند. یهودیان انسانهای قابلترحم و آواره جلوه داده میشدند و همیشه نیز ملتها نیازمند رهبری امریكاییان بودند. این محورهای اصلی در سینمای دیگر كشورها نیز بهطور سنتی اعمال میشد ساختههای سینمایی آیزنشتاین و پودوفكین انگیزههای ایدئولوژیك و تهییج كننده انقلاب اكتبر شوروی را به پیش میبرند و فیلمسازانی چون رنی ریفنشتال با فیلمهای بازیهای المپیك و … نازیسم هیتلری را به جسم و جان طرفداران فاشیسم تزریق میكردند.
با مقایسه اهداف ایدئولوژیك صاحبان سبك و اندیشههای سینمایی بین سه ایدئولوژی ـــ كه قرن بیستم را به محل جولانگاه خود تبدیل كردند ـــ به بررسی فیلمهای «وارك گریفیث» سینماگر مبتكر و پیشرو اهداف استعمار امریكا و صهیونیسم بینالملل میپردازیم.
تقسیم هنر صهیونیستی به دو دوره قبل از اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی و بعد از آن جای تأكید دارد؛ زیرا اساساً در دوره اول، ایجاد زمینههای مرحله دوم تحقق مییابد و بعد از آن، مظلوم نمایی جای خود را به نمایش قدرت بلامنازع در فیلمهایی چون: «فهرست شیندلر» سربازرایان، ماتریكس، ارباب حلقهها، بازگشت شاه و … میدهد.
به گفته مقامات هزاران نوجوان و کودک به علت استفاده بسیار از اینترنت و ثبت هویت واقعی خود، توسط مجرمان شناسایی شده و به قتل رسیده اند. هر چند که بسیاری از مردم از مقامات کشورهای خود می خواهند که فکری به حال این خطرات و جرایم بکنند اما گویا همه دست روی دست گذاشته اند و منتظر هستند تا والدین دست به کار شوند. مقامات دولتی بیشتر والدین را مسوول استفاده بچه ها از اینترنت می دانند و به گفته آنها تا سن 18 سالگی این والدین هستند که باید به استفاده بچه ها از اینترنت نظارت کنند.
یکی از مشکلات بزرگ در این زمینه بی اطلاعی والدین از اینترنت و طریقه استفاده از آن است و اینکه آنها اغلب به اطلاعات فرزندان خود از اینترنت متکی هستند. یکی از سایت های بسیار خطرناک اینترنت برای کودکان سایت my space است که کودکان در این سایت تمام اطلاعات شخصی خود را ثبت می کنند. برای بسیاری از خانواده ها پیش آمده است که پلیس به خانه آنها تلفن بزند و از کشته شدن فرزندشان خبر دهد. والدین باید بدانند که مجرم های online در اینترنت بسیار فعال هستند، بنابراین باید بچه ها را از این پیشامدهای ناگوار در امان داشت.
اغلب اگر پیشنهاد والدین به دولت برای بستن سایت هایی چون myspace زیاد باشد مقامات دولتی حتما اقداماتی برای آن انجام می دهند اما حقیقت آن است که به جز این سایت، سایت های خطرناک دیگری هم وجود دارد. اگر والدین به استفاده فرزندانشان از اینترنت نظارت داشته باشند استفاده از چنین سایت هایی هم حتما بی خطر خواهد بود. کارشناسان و مقامات قضائی کشورهای مختلف می گویند که در هر کامپیوتری این امکان وجود دارد که والدین در پایان کار به راحتی به اطلاعات وارده شده به کامپیوترشان از طریق اینترنت دسترسی یابند و آنها را کنترل کنند.
بچه ها در موقعیت های مختلف مثل بازی کردن و... به آزادی نیاز دارند اما وقتی صحبت از اینترنت به میان می آید این آزادی باید تا حدی محدود شود و شما به عنوان والدین نه تنها حق دارید بلکه موظفید که دائما مواظب آنها باشید. اینترنت برای نوجوانان و یا کودکان درست مثل سوپرمارکتی است که همه چیز در آن پیدا می شود. بسیاری از پدر و مادرها از اینکه فرزندانشان را در هنگام استفاده از اینترنت نظارت کنند نگران هستند چون فکر می کنند وقتی پای تکنولوژی به میان می آید هیچ ضرورتی برای کنترل وجود ندارد.
هر پدر و مادری توانایی آن را دارد که فرزندش را سالم و صحیح نگه دارد. اگر به قوانین استفاده از اینترنت آگاهی ندارید و هیچ علاقه ای هم برای محدود کردن فرزندانتان ندارید مطمئن باشید آنها به خطر می افتند چون هیچ یک از سایت های اینترنتی برای حفاظت از کودکان شما متعهد نمی شود.
صهیون در زبان عبری، به معنای پر آفتاب و نیز نام كوهی در جنوب غربی بیتالمقدس است. كوه صهیون زادگاه و آرامگاه داود پیامبر(ع) و جایگاه سلیمان (ع) بود. گاه این واژه نزد یهودیان بهمعنای شهر قدس، شهر برگزیده و شهر مقدس آسمانی بهكار میرود؛ ولی در متون دینی یهود، صهیون به آرمان و آرزوی ملت یهود برای بازگشت به سرزمین داود(ع) و سلیمان(ع) و تجدید دولت یهود اشاره دارد؛ بهعبارت دیگر صهیون برای یهود، سمبل رهایی از ظلم، تشكیل حكومت مستقل و فرمانروایی بر جهان است؛ ازاینرو یهودیان خود را فرزندان صهیون میدانند.
صهیونیسم به جنبشی گفته میشود كه خواهان مهاجرت و بازگشت یهودیان به سرزمین فلسطین و تشكیل دولت یهود است. صهیونیسم مانند شووینیسم (ناسیونالیسمافراطی) است كه با خوار شمردن ملتها و نژادهای دیگر و با غلو در برتری خود، درپی دستیابی به قدرت سیاسی است. این جنبش در نیمة نخست قرن سیزدهم ش./ نیمة دوم قرن نوزدهم م. در اروپا پا به عرصة حیات گذاشت؛ ولی واژة صهیونیسم، نخستین بار ازسوی «تئودور هرتصل» به كار رفت و سپس «ناحومساكولو» ـــ مورّخ صهیونیست ـــ در كتاب «تاریخ صهیونیست» از آن سخن گفت.
صهیونیسم فقط دارای ابعاد و معانی سیاسی (صهیونیسم سیاسی) نیست؛ بلكه ابعاد و معانی دیگری همچون: صهیونیسم كارگری، فرهنگی، دموكراتیك، رادیكال و توسعهطلب را نیز دربرمیگیرد. مشهورترین تقسیم صهیونیسم، طبقهبندی آن به دو بخش سیاسی و فرهنگی (دینی) است. صهیونیسم سیاسی خواهان بازگشت یهودیان به فلسطین است كه با تدوین كتاب «دولت یهود» ازسوی هرتصل در 1263 ش./ 1894 م. زاده شد؛ اما صهیونیسم فرهنگی، مخالف مهاجرت یهودیان در قرن چهاردهم ش./20 م. به فلسطین است؛ زیرا در انتظار انسان رهاییبخش در آخرالزمان نشسته است تا یهودیان و تمام ادیان را به سرزمین ابراهیم(ع) و موسی(ع) یا سرزمین نجات بازگرداند.
صهیونیسم به دینی و غیردینی نیز تقسیم میشود:

صهیونیسم دینی، اندیشهای است كه اعتقاد دارد بازگشت به سرزمین موعود، در زمانی كه پروردگار مشخص كرده است و به شیوهای كه او تعیین میكند، انجام خواهد شد و این كار به دست بشر انجامپذیر نیست. پیروان این اندیشه، گروهی یهودی (صهیونیسم) و شماری عیسوی (صهیونیسممسیحی) هستند. درمقابل، در صهیونیسم غیردینی و غیریهودی، كسانی جای دارند كه با تكیه بر استدلالهای تاریخی، سیاسی و علمی به اسكان یهودیان در فلسطین مشروعیت میبخشند، این همان صهیونیسم لاییك (غیردینی) است كه تنها مفاهیم سیاسی خویش را به زبان دین بیان میكند؛ بنابراین صهیونیسم همواره به معنای یهودیت نیست؛ بلكه گاه به مفهوم حركتی برای غیریهودی كردن یهودیت نیز بهكار میرود.
تحقیقات نشان میدهند که تماشا کردن مداوم تلویزیون باعث رکود تمرکز فکری دانشآموزان در کلاس درس میشود.
طبق مطالعات روانشناسی تماشای فیلمهای خشن و غیرواقعی، نوعی روحیه خشونت طلبی و توهم را در کودکان ایجاد میکند. به گزارش یک خبرگزاری معتبر تماشای زیاد تلویزیون نوعی اعتیاد و ضعف حافظه را در کودکان ایجاد میکند.

آنچه مشخص است همه روزه جملاتی از این نوع را در رسانهها میشنویم و در روزنامهها میخوانیم. اما نتیجه ارائه این آمار نه تنها کمکی به ما نکرده است بلکه هر روز جوامع را با مشکلات تازهتری آشنا می سازد و نگرانی بیشتری را ایجاد می کند.
واقعاً با این هجوم بیامان چه باید کرد و چه میتوان کرد؟

نگاهی به اسامی بازیگران، كارگردانان، تهیهكنندگان و سایر عواملی كه در این فهرست جای گرفتهاند، پرده از این واقعیت تلخ برمیدارد كه اساساً سینماگران برای ایجاد تسریع در كسب مدارج ترقی در سینمای هالیوود، چارهای جز پناه بردن و تبعیت محض از سیستم فوق ندارند. در ادامه نام تعدادی از عناصر و عوامل مشهور هالیوودی وابسته به لابی صهیونیستها ارائه شده است:
بازیگران
1-بیلی كریستال 2-ارنست بورگناین 3-ریچارد دریفوس 4-رابرت دنیرو(مادر یهودی)5-هریسون فورد(مادر یهودی) 6- ریچارد گر 7-پل نیومن 8-وینونا رایدر 9-ویلیام شاتنر 10-رابین ویلیامز 11-كرگ داگلاس 12-والتر ماتیو 13-داستین هافمن 14-رابرت ردفورد 15-چارلز برانسون16-ژان كلود ون دام

كارگردانان
1-استیون اسپیلبرگ 2-وودی آلن 3-مل بروكس4-ساموئل گلدوین 5-لوئیس میر 6-رومن پلانسكی7-استنلی كوبریك 8 -تیم برتون 9-مایك نیكلن10-راب كومن 11-جری لوئیس 12-ژوزف فون اشترنبرگ 13-سیدنی لومت
خوانندگان
1-الویس پریسلی 2-مایكل جكسون 3-پت پناتر 4-بتی میدلر 5-جین سیمونز 6-آلن شرمن 7-بوریس اسپرینگستن
اسامی بالا برای آنان كه تا حدودی با سینمای هالیوود آشنا هستند، بسیار شناخته شدهاست؛ زیرا آنان همواره از جمله موفقترین سینماگران هالیوود در طول تمامی این سالها بودهاند.
با تحقیقی در آثار ساخته شده از سالهای دور، این واقعیت بیشتر نمایان میشود كه سینما از بدو پیدایش تاكنون، همواره در جهت برآوردن خواستههای یهودیان صهیونیست گام برداشتهاست؛ گامی در جهت تطهیر چهره یهودیان و تخریب چهره ادیان دیگر بهویژه دین اسلام در نزد افكار عمومی دنیا.
صهیونیستها فعالیت خود در عرصه سینمای هالیوود را تنها به ساخت فیلمهایی كه بزرگسالان را مخاطب خود قرار میدهد، محدود نكردهاند؛ بلكه در عرصه تولید فیلمهای كودكان نیز بسیار فعال ظاهر شدهاند.
كمپانی «والت دیزنی» كه از مشهورترین شركتهای تولید فیلم و كارتون در سرتاسر دنیا به حساب میآید، یكی از مهمترین و كارآمدترین ابزار صهیونیستها در عرصه سینما است. سالهای بس طولانی بود كه یهودیان در سرتاسر اروپا با عنوان «موش كثیف» شناخته و نامیده میشدند، صهیونیست جهانی برای پاك كردن این تفكر از اذهان دنیا با همكاری دیزنی به تولید مشهورترین شخصیت كارتونی دیزنی با عنوان «میكی ماوس» پرداخت.
این شخصیت كارتونی كه بهسرعت در قلب تمامی كودكان و نوجوانان جای باز كرد، قصه موشی شجاع بود كه یكتنه در برابر تمامی ناملایمات جامعه ایستادگی كرده و با پشتكار و شجاعت خود از هر امتحانی سر بلند بیرون میآمد. پس از پخش این كارتون در بیش از یك دهه، موش دیگر موجود كثیف و تنفرانگیزی در نزد كودكان و نوجوانان اروپایی و امریكایی نبود، بلكه به یك موجود دوستداشتنی و قابل ترحم تبدیل شد؛ به همین دلیل اصطلاح «موشكثیف» در اندك زمانی بار منفی خود را از دست داد. كارتون «تام و جری» سالها بعد در ادامه القای همین باور تهیه و تولید شد.
اما در عرصه ساخت فیلم برای مخاطبان بزرگسال، صهیونیستها از شیوهها و راههای متعددی استفاده كردند. مظلومنمایی از قوم یهود از شیوههای مهمی بود كه صهیونیستها به آن توجه خاصی داشتند. تولید روزافزون آثاری كه از قتلعام یهودیان در طول جنگ جهانی دوم توسط آلمانهای نازی سخن میگفت (Holicouste)، در اندك زمانی، افكار عمومی جهان را به نفع خود برانگیخت و مردم را در برابر حقانیت خود قانع ساخت. در این قبیل آثار، یهودیان انسانهای بیگناهی تصویر شدهاند كه بی رحمانه مورد جنایتكارانهترین رفتارها از سوی نظامیان آلمانی در طول سالهای جنگ جهانی دوم قرار گرفتهاند. ساخت چنین آثاری بهدلیل تأثیر گذاریهایش پس از گذشت بیش از نیم قرن همچنان ادامه دارد.
سیطره صهیونیسم بر رسانههای فراگیر جهان، امروزه دیگر امری انكارناپذیر است. اهدافی را كه «راشورون»، خاخام یهودی، در سال 1869 در سخنرانی خود در شهر «پراگ» مبنی بر الزام سیطره كامل یهود بر رسانههای جمعی اعلام كرده بود، اكنون محقق شده است. «راشورون» معتقد بود كه پس از طلا، دستگاههای خبررسانی به ویژه مطبوعات ـــ كه در آن زمان مهمترین ابزار اطلاعرسانی در دنیا محسوب میشد ــ دومین ابزار صهیونیست برای استیلا بر جهان است؛ بنابراین از همان آغاز با برنامهریزیهای دقیق، حساب شده و صرف هزینههای كلان، تلاش بیوقفهای را برای بهدست گرفتن جریانهای اصلی خبررسانی و مطبوعات در سرتاسر دنیا آغاز كردند.
وابستگی بزرگترین رسانههای خبری دنیا، همچون: خبرگزاری رویتر، آسوشیتدپرس، یونایتدپرس، شبكههای A.B.C،N.B.C.،C.B.S و نشریات معتبری همچون: نیویوركتایمز، واشنگتن پست، تایمز، دیلیاكسپرس و صدها عنوان نشریه دیگر به لابی صهیونیستها، حاصل همان تلاشهای پیگیرانه قوم یهود است.
هالیوود در ابراز حمایت از اسرائیل و مخالفتش با دنیای عرب و مسلمانان که سرسختانه مخالف تهاجم صهیونیستها هستند یک ژانر سینمایی را درباره کشمکش عربها و اسرائیلیها ایجاد کرد. هالیوود طی 50 سال گذشته با این هدف فیلمهای زیادی همچون «آدم خوب/ آدم بد» ساخت که در آنها سادهنگرانه یهودیهای قهرمان و درستکار را بر عربهای خائن و بیتمدن پیروز کرده است. در سال 1960 دستکم 10 فیلم اصلی هالیوود با همین محتوا ساخته شد.

دانشمند عرب و استاد بازنشسته خبرنگاری رادیو و تلویزیون در دانشگاه ایلینویز جنوبی، جک جی شاهین در بررسی دقیقاش از تلویزیون، تصویر منفی فراگیر از عربها که توسط شبکههای تلویزیونی آمریکا ارائه میشود، در کتاب خود ثبت کرده است. دکتر شاهین در نوشتن این کتاب با بیش از 100 برنامه تلویزیونی مشهور، کلاً در حدود 200 قسمت و تعداد زیادی از مصاحبههای مجریان، تهیهکنندگان و نویسندگان تلویزیون را بررسی کرده است.
پروفسور شاهین در جمعبندی وضعیت اسفناک میگوید: «چون اعراب و شهروندهای عرب توسط بسیاری از اعضای هالیوود تحقیر میشوند، بسیاری از آمریکاییها و نمایندگان سیاسی آنها، دیدگاه مثبتی نسبت به اعراب ندارند. برداشتهای آنها تا حدودی بر پایه تصاویر موهوم صفحه تلویزیون است،... کلیشهها ادامه دارند.»
پنتاگون و هالیوود از دیرباز همکاری تنگاتنگی با یکدیگر داشتهاند، چرا که در اختیار نهادن تجهیزات لازم و حمایت از اکران فیلمهای هالیوود از یک سو و ساخت فیلمهای همسو با اهداف پنتاگون از سوی دیگر، همکاری نزدیک دو طرف را رقم زده است. دیوید روب در کتاب اخیر خود با عنوان «نام عملیات: هالیوود» نشان میدهد که چگونه هالیوود با پذیرش نظرات پنتاگون در مورد تغییر فیلمنامهها، حذف مسایل واقعی اما ناخوشایند، سانسور جنایات جنگی و پرهیز از نشان دادن صحنههای استعمال موادمخدر و مشروبات الکلی، عملاً به یک جریان گسترده خود سانسوری در ایالات متحده دامن میزند. البته هدف نهایی آنان از این اقدامات کمک به ایجاد یک تصویر ذهنی مطلوب از ارتش در اذهان مخاطبان به ویژه کودکان و نوجوانان که سربازان آینده ارتش ایالات متحده هستند و همچنین نمایندگان کنگره که باید همه ساله بودجه هنگفت نیروهای پنجگانه ارتش را تصویب کنند، میباشد.(پنتاگون و هالیوود، ماهنامه سیاحت غرب)
دیوید روب نویسنده و تهیه کننده سینما نسبت به سانسورگری پنتاگون در هالیوود اعتراض کرده و در مصاحبه ای در مجله «مادر جونز» می گوید: بیتردید فیلمی به نام حمله هوایی که توسط کای روث ساخته شد، بهترین نمونه از فیلمهایی این چنین است. وی که اغلب به عنوان بدترین کارگردان هالیوود نیز شناخته میگردد، تصمیم گرفته بود که فیلمی در مورد جنگهای هوایی در سالهای جنگ جهانی دوم و نقش ناوهای هواپیمابر در آنها بسازد. نقشهای اول این فیلم را یک خلبان جوان یهودی و یک خلبان جوان سیاهپوست برعهده داشتند. البته هر دو نفر آنها بر روی کشتی در معرض اقدامات نژادپرستانه قرار داشتند.
اما مقامات پنتاگون اعلام نمودند که اجازه ساخت هیچگونه فیلمی با این مفاهیم را نخواهند داد. لذا باید این فیلمنامه تغییر یابد. به علاوه، اعلام نمودند که ما متمایل به همکاری در ساخت فیلمی در مورد جنگ جهانی دوم نیستیم، بلکه شما باید در مورد هواپیماهای عصر مدرن فیلم بسازید. البته وی با این پیشنهادها مخالفت نکرد و فیلم موردنظر آنها را ساخت. فیلمی که در آن از دو جوان یهودی و سیاهپوست و هواپیماهای ملخی خبری نبود. بدین ترتیب، پس از مشاهده این اثر، شما بایک فیلم معمولی و کاملاً تحریف شده مواجه میشوید.
بسم الله الرحمن الرحیم

دکتر بلخاری، کارشناس و منتقد فیلم و سینما، در گفت و گویی با مجله بازتاب اندیشه می گوید امروزه نه تنها قدرتها از عنصر تصویر بالاترین استفاده را مىکنند، بلکه ذهنیت مخاطبها هم چنین قدرت و جایگاه پذیرشى را دارد. ما در شبانهروز بین 78 تا 79 درصد اطلاعات دریافتى را از چشممان به دست مىآوریم . طبق تحقیقاتى که طى 10 تا 15 سال گذشته صورت گرفته، انسان با نیمکره راست مغزش با اطلاعات برخورد شهودى مىکند و این اطلاعات، بزرگترین و عمیقترین تاثیرات را روى شخصیت انسان مىگذارد. بنابراین، تصویر، کارآمدترین عامل نه تنها براى انتقال معلومات، بلکه براى تاثیرگذارى روى شخصیت و روان افراد است .
















