چند گروه عامل و حامل ورود شیطانپرستی به ایران بوده اند كه در بند بعدی به آنها اشاره خواهد شد . اما به صورت كلی و از منظر عوامل چند اقدام نقش بسزایی را در خصوص ورود جریان مذكور ایفا كرده است .
1ـ1 مهمترین ورود شیطانپرستی به ایران رواج یافتن میل جوانان به استفاده از موسیقی متالیكا و ساز گیتار بوده است .
طی 10 سال گذشته موسیقی متالیكا به صورت زیرزمینی و غیرمجاز وارد كشور شده و در چارچوب آن مفاهیم نحله انحرافی مورد بحث در اختیار جوانان قرار گرفتهاست .
2ـ1 اقدام تاملبرانگیز و بسیار ناشیانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت آقای خاتمی در صدور مجوز برای گروهها ، آلبومها و كتاب های اشعار موسیقی متالیكا نیز نقش اساسی را در جلب توجه عموم مخاطبین جوان به این نحله انحرافی فراهم آورد .
در واقع باید تاكید كرد كه در كنار موسیقی زیرزمینی ،وزارت فرهنگ و ارشاد وقت نقش دروازبان ورود یك جریان با شرایط مورد اشاره ایفا كرد .
گفتنی است " هوی متال " ، " متال تاریك " ، " گوتیك متال یا متال گوتیك " چند سبك از موسیقی شیطانی متالیكا بود كه به یمن غفلت اعجابانگیز مسئولین فرهنگ كشور كه جدال و " اصلاحات " سیاسی را پیشه خود قرار داده بودند وارد كشور شد ، نمونه ای از متون ترجمه شدهای كه به صورت قانونی ! در كشور به فروش رسید در ادامه میآید :
uniting our tearful eyes...
enchanting
At night... I kiss the serpent in thy tears
For years... thy sorrow I've mourned
تاریكی ... قلب خون آلود مرا در آغوش می گیری
رویاهایم .... چشمان اشكبارمان را متحد می كند
فریبنده
آدم وقتی در دام ابلیس هایی که طراح و مدیران اجرایی احکام شیطان پرستی اند قرار می گیرد ، به مثابه مواد خامی خواهد بود که هر شکلی را اراده کنند ، از او می سازند.
پروتکلهای دانشوران صهیونیسم جهت دادن به فکر و اندیشه مردم غیر یهودی را به کمک سخن پردازی و تئوریهای وسوسه انگیز ، کار متخصصان و مدیران یهودی می داند.
آنان آنچنان به تبدیل آدمها می پردازند که بسیاری از افراد از اینکه موجود دیگری شده اند که خودشان نیستند ، خبر دار نمی شوند.
حتی آنانی که فکر می کنند مدیر و طراح و برنامه ریز حداقل بخشی از شیطان پرستها هستند ، تنها عاملی ناچیز و بی مقدارند که کورکورانه در خدمت ابلیس بزرگ قرار گرفته اند.
7. راهی که برای شیطان پرست ترسیم می کنند معجونی است که هر آدم گرفتاری را به وحشی گری و نفرت سوق می دهد. اولا راه نیست ، کوره راه است. مسیری است که به هیچ جا راه ندارد. بن بست است. رسما اعلام می کنند ما به مقصد نمی رسیم. برای شیطان پرست تفهیم می کنند جاده ای که در آن قرار دارد پر از خط کشی های در هم و بر هم است. و او در یافتن راه خروج تا سر حد جنون و دیوانگی پیش می رود و سر انجام مطمئن می شود راه بازگشتی وجود ندارد.
8. احیاء اخلاق مصیبت بار قوم لوط امروز از طریق گروههای شیطان پرست و وابسطه به آن ترویج می شود. پیشرفت هم جنس خواهی باور کردنی نیست. حمایت مقامات ارشد کلیسای انگلیس ، پارلمان اتحادیه اروپایی ، انجمن اطلاعات جنسی و انجمن آموزش و پرورش ایالات متحده ... ننگ آور است.
امروز دیگر صلیب های وارونه ، ستاره پنج پر ، خفاش ، صورتهای نقاشی شده ، ماسک های حیوانات درنده ی شاخ دار ، برهنه پوشی ... تنها نشانه ها و سمبل های شیطان پرستی نیست. عمده ترین نشانه شیطان پرستی را در تجاوز و قتل به ویژه در تجاوز به کودکان و نوجوانان به همراه قتل آنان باید دید. مدتی پیش روزنامه های آمریکا نوشتند جمعی شیطان پرست دستگیر شدند که نوجوانان و حتی کودکان را وحشیانه مورد تجاوز قرار داده و با ساتور تکه تکه می کرده اند. استفاده افراطی از مشروبات الکلی ، مواد مخدر ، قرص های روان گردان و انرژی زا ، استفاده و استعمال آلات مصنوعی ، خوردن و آشامیدن ادرار و مدفوع ... معجونی از بیماری های روحی ، روانی و جسمی بخصوص بیماری های عفونی و ایدز را برای شیطان پرست ها به ارمغان آورده است. ایدز شایع ترین بیماری نزد شیطان پرستان است. و 75 در صد عامل آلودگی شش هزار نفری که روزانه مبتلا به این درد بی درمان می شوند انتقال از طریق تماس جنسی است.
2. حاملان شیطانگرایی
آورندگان شیطانپرستی به ایران شامل افراد و گروه های ذیل میباشند: ـ
1ـ2ـ تحصیلكردگان و سرخوردگان اجتماعی در خارج از كشور كه عمدتا دچار خسارت و شكستها سنگین مادی معنوی شدهاند.
2ـ2ـ فرزندان منافقین فراری ، سلطنتطلبها ، مفسدان اقتصادی رژیم پهلوی كه قبل و بعد از انقلاب موفق به فرار از كشور و محاكمه انقلابی شدند .
3-2- افرادی از خانوادههای بسیار ثروتمند ساكن و مقیم داخل كشور كه عمدتا دارای روابط خانوادگی و .. با خارج نیز میباشند .
4-2- جاسوسان فرهنگی سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی آمریكا و رژیم صهیونیستی كه با هدف استحاله فرهنگی وارد كشور شدند .
5-2- فعالان حوزه هنر و موسیقی كه با كشورهای دیگر علیالخصوص آمریكا ، انگلیس ، كانادا و استرالیا در ارتباط بوده و بنابر دلایل حرفهای و شغلی مسافرت های متعددی داشتهاند .
اما نكته اساسی و قابل ملاحظهای كه دریافتهای این پژوهش دلالت بر این مهم دارد كه حداقل 90% از افراد شاخص وارد كننده شیطانپرستی به ایران فاقد تحصیلات دانشگاهی و خانواده سالم میباشند .
در ادامه نامهای به قلم عنصر وارد كننده ای كه به احوالات آنها اشاره شد به منظور آشنایی بیواسطه خوانندگان با آراء ، نظریات ، خاستگاه اجتماعی و سیاسی این گونه افراد می آید ،كه در شبكه اینترنت منتشر شده است .
اگرچه متن این نامه خطاب به خداوند كمی طولانی است لكن از ارزش " هرمنوتیك " فراوانی برخوردار است .
" خدای عزیز سلام علیكم :
حقیقتا ما نمی دانیم چگونه ترا مورد خطاب قرار دهیم. بنا براین ما از همان طریق كه به پیامبر مورد علاقهات یاد دادی با تو احوالپرسی می كنیم. همچنین برای ما خیلی مشكل است كه بدانیم تو كجایی. چون تو برای ارتباط برقرار كردن با امتت توسط وزیر اطلاعات خود یعنی جبرئیل در 1400 سال پیش با محمد ارتباط برقرار كردی. و از آن موقع تا به حال ما از تو چیزی نشنیدهایم این برای ما خیلی ناراحت كننده است . در طول این هزار و چهارصد سال خیلی از چیزها در دنیا عوض شده است. ما كاملا مطمئنیم كه تو از همة این تغییرات مطلعی . ما این ایمیل را برای تو می فرستیم به این امید كه در جایی از این فضای بزرگ اینترنتی تو را پیدا كنیم. خدایا این بی ادبی ما را ببخش. ما سعی كردیم كه با تو توسط نماز و روزه و حج و تسبیح و زكات ارتباط برقرار كنیم. اما افسوس كه همة تلاش ما بی نتیجه ماند. شاید تو سرت خیلی شلوغ است یا مسائل دیگری داری كه باید به آنها بپردازی. هزاران سال صبر كردیم كه به وعدههایت وفا كنی اما تا به حال چیزی دریافت نكردیم. به این دلیل است كه در كمال ناامیدی این ایمیل اظطراری را برای تو می فرستیم. خدای عزیز آیا تو یك دستگاه فاكس داری. ما مطمئنیم كه تو حتما یك دستگاه فاكس داری چون حتی آفریده های تو توانسته اند ماشین فاكس اختراع كنند. پس تو حتما یك دستگاه فاكس و یك خط تلفن داری. بنا براین می توانیم هر وقت كه ضرورت ایجاب كند با تو ارتباط برقرار كنیم.
3. شیوههای تبلیغ
1-3- انتشار سیدی ، كاست و پوستر مربوط به خوانندگان متالیكا
2-3- گسترش یافتن سایتها وبلاگهای مربوط به شیطان پرستی
3-3- تبلیغ و اطلاعرسانی از طریق پارتیهای شبانه و گفتگوهای دوستانه علیالخصوص در مناطق مرفه شهرهای تهران ، شیراز و ...
4-3- تبلیغ در تالارهای گفتگوهای مجازی
4. زمینههای جذب
باید یادآور شد كه علاوه بر تمامی موارد مورد اشاره در این بخش یعنی زمینه جذب" باید به تكرار برخی از آنها پرداخت ،كه در كشورمان دارای بازخورد مثبت بوده است .
1-4- موسیقی متال :
این موسیقی در ایران نیز مانند بسیاری از كشورهای اسلامی و عربی به گونهای كه شرح آن رفت ، وارد شد و توانست پس از مدت كوتاهی به دانشگاههای بزرگ كشور همچون دانشگاه تهران ، دانشگاه شهید بهشتی ، دانشگاه فردوسی و ... راه یابد .
2-4- افول معنویت :
اگرچه در بسیاری موارد ، ایران اسلامی در جایگاه بالاتری از معنویات قرار دارد . لكن
سیر جهانی و فراگیر تلاش های قدرتهای بزرگ فرامنطقهای برای استحاله فرهنگی و از سوی دیگر ماشینی و صنعتی شدن مناسبات جاری و تاثیرپذیری مردم كشورمان از شرایط جهانی زمینهای برای رشد چنین جریاناتی را فراهم نموده است .
باید عنایت داشت روند رو به رشد استفاده از شبكههای ماهوارهای نیز عامل تعیینكننده در جذب و گرایش یافتن به این گروهها میباشد .
3-4- سرمایهگذاری :
در بخشهای قبل اشاره كردیم كه سازمان های جاسوسی كشورهای غربی تلاش سازمان یافتهای را برای استحاله فرهنگ جمهوری اسلامی ایران تدارك دیده و مدتهاست كه میكوشند تا به " تهیسازی فرهنگی " جوانان كشور عزیزمان بپردازند . دشمن در این راه مبالغ هنگفتی را نیز تدارك دیدهاست . از جمله باید اشاره كرد كه طبق گزارش برخی از رسانههای مستقل در سال گذشته مبلغ هشت میلیون دلار آمریكا به فعالیت تبلیغات گروههای شیطان پرست از سوی دولت آمریكا اختصاص یافته است .
4-4- اینترنت :
رشد تعداد مخاطبین شبكه جهانی اینترنت طی سالیان اخیر آسیبهایی را متوجه نظام فرهنگی كشور نموده است كه از جمله میتوان به فعالیت شیطان گرایان اشاره كرد .
اما عمده فعالیت این افراد در قالب وبلاگنویسی صورت میپذیرد ،
این دست از وبلاگها همزمان با اعلام موجودیت " جنبش شیطانگرایان ایران " فعالیت خود را آغاز كرده و اظهار مینمایند كه توسط فردی به نام مستعار " اهریمن " در ایران هدایت میشوند .
روند ارتباطگیری و فعالیت وبلاگهای مذكور بدین صورت است . افراد پس از تكمیل فرم ثبتنام یك ایمیل در صندوق پست الكترونیك خود با موضوع خوش آمدگویی دریافت میكنند و پس از برقراری ارتباط با ایشان و در صورت جلب اعتماد به برخی از مهمانیهای شبانه و یا پاركها برای آشنایی دعوت شده و مورد راهنمایی قرار میگیرند .
این وبلاگها عمدتا فعالیت خود را در چندین محور : انتشار عكسهای شیطان گرایان جهان ، انتشار نامه شبیه به نامه های مسیحیان شیطان پرست خطاب به خداوند متعال كه بار سیاسی نیز دارد ، دنبال مینمایند . به صورت مثال وبلاگ شیطان در این خصوص مینویسد :
" چرا چیزهایی را كه به اطرافیانم دادی به من ندادی؟ و چرا میخواهی بدبختی مرا ببینی ؟ چرا منو ازین دنیای كثیف و از بین كسانی كه ازشون نفرت دارم رها نمی كنی ؟ حالم از زندگی بین این لجن به هم میخوره . جلوی پای من كم سنگ انداختی ؟ كم آدمهایی رو مثل من بدبخت كردی . "
این وبلاگ همچنین در ادامه میآورد : " همیشه لحظه شماری می كردم برای سال نو عیدی پدر و مادر از همه چیز لذت بخش تر بود ولی الان سال نو بوی تنفر می ده بوی مرده میده وقتی كسی رو می بینم كه خدارو ستایش می كنه تفو لعنتش می كنم نفرینش میكنم از هیچ چیز خبر نداره آنقدر خوشه كه هیچ چی حس نمی كنه چرا پدر مادرم منو ترك كردن چرا منو نفرین می كنن بهم می خندن مگه من شاخ دارم لباس نو برام ارزش نداره چون بوی كفنو دارم حس می كنم تو خدا نیستی تو هیچی نیستی اصلا من بهت اعتقاد ندارم چون برای من بی ارزشی پستی من به هیچ چیز اعتقاد ندارم هیچ كس هم نه می پرستم نه قبول دارم بعد این دنیا هم دنیایی نیست میمیریم و میپوسیم از لاشه ی ما گلی سبز میشه كه خار نداره هیچ شیطانی وجود نداره ولی آنقدر آدمها بهش اعتقاد دارن قبولش دارن و فكر می كنن كه شیطان پروردگار ما هست كه یك نیرویی به وجود اومده كه خیلی چیز هارو می تونه نابود كنه. اگر Black Metal نبود من می مردم ای كاش نبود چون وقتی گوش می دم میرم به دوران (خلسه) به جایی میرم كه هیچ كس وجود نداره گناهی نیست ثوابی نیست آدم احمق نیست خدا نیست پیامبران دروغین نیست شهوت و هزار تا چیز دیگه ای كه این جا هست یا چیزی كه هست و این جا وجود نداره اونجا نیست فقط یك نور سیاهی هست كه چشمتو نمیزنه بوی همون گلی كه گفتم از لاشه آدمها سبز میشه میاد كه مست می كنه ترس و وحشت نیست چیزی نیست كه بهش فكر كنی خودتی .
5. مراحل وارد شدن به شیطانپرستی
" كسب قدرت تاریكی برای شیطان پرستی / به دست آوردن نیرو های نهفته در تاریكی ، كسب قدرتی است درونی و بی پایان .
انرژی عظیمی كه این امكان را به شما میدهد روح خود را ارتقا بخشید و كمبودهایش را با قدرت جایگزین كنید . نكته ی مهم در برگزاری این مراسم این است كه هرگز نباید به نتیجه بدگمان باشید . خالصانه به نیروی روح خود و روح تاریكی ایمان داشته باشید. آنچه باقی میماند آرامش و دوری از افكاره بیهوده است كه باید در خود ایجاد كنید .
* مقدمات
محراب : مقابل دیوار غربی قرار گرفته پارچه سیاهی به روی آن كشیده میشود . بالای سر محراب ( روی دیوار) ستاره 5 پر وارونه نصب كن . روی محراب 2 شمع سیاه روی پایه ، خنجر مخصوص مراسم ، جمجمه انسان ، یك زنگ ، یك آتشدان و یك جام بگذار / برای نور بیشتر میتوان از شمع های سیاه در گوشههای اتاق استفاده كرد / میتوانید از جمجمه انسان ساخته شده از مواد مصنوعی نیز استفاده كنید .
خون : جام را با مایعی به رنگ قرمز پر كن .ماهیت مایع اهمیتی ندارد زیرا كه این مایع نماد خون قربانیست .
آتش : آتشدان را درست در مركز محراب قرار ده .
پوشش : تماماً سیاه همراه با ستاره 5 پر وارونه آویخته بر گردن .
در این بخش به دنبال آن هستیم تا به تبیین " تهدید " آمیز بودن فعالیت گروههای شیطانپرست در داخل كشور بپردازیم .
1. همكاریهای جاسوسی
با توجه به اینكه در 4 كشور آنگلو ساكسون مكانهای مقدس شیطانپرستان با نام
" كلیسای شیطان " واقع شده است و در همین كشورها نیز بنابر بر دلایل سیاسی از گروههای ناهنجار اجتماعی و سیاسی مهاجر و مسافر بهره برداری جاسوسی می شود لازم است كه به صورت ویژه به همكاریهای جاسوسی عناصر مربوط اشاره داشت.
2. جرائم باندی
در جهان كنونی جرایم در دو دستهبندی كلی یعنی جرایم فردی و غیرسازمانی و جرایم باندی یا سازماندهی شده ، ارزیابی و تحلیل میشوند .
مصادیق جرایم باندی یا سازمانی بمبگذاری ، اقدام برای ترور ،قاچاق مواد مخدر علیالخصوص مواد مخدر شیمیایی ،راهاندازی مراكز فساد و.. میباشد كه طبق تحقیقات به عمل آمده شیطانپرستان با تمامی جرایم مذكور ارتباط داشته و عمدتا از طریق مشاركت در آنها بودجههایی را دریافت مینمایند .
3. روابط سازمانی
روابط سازمانی در ادامه جرایم سازمانی و بلكه به عنوان عامل زیربنایی بر آن تعریف میشود . از سوی دیگر ایجاد برخی ناامنیهای عمومی و اجتماعی در اثر عنصر روابط سازمانی جهت مییابد .
البته نگاهی جامعتر به سایر بخشهای مورد اشاره در پژوهش میتواند هرچه بیشتر گویای این مطلب باشد ، لكن تاكید بر این نكته ضروری است كه اعضای این گروهها عمیقاً سازمانگرا
و سازمانمحور میباشند.
4. ارتباط خارجی
همانطور كه در بند اول اشاره شد ، شیطانپرستان در 4 كشور آنگلو ساكسون ، یونان و رژیم صهیونیستی دارای تشكیلات سازمانی اماكن مقدس و ... میباشند كه زمینهساز ارتباطات مختلف از مجراهای گوناگون را برای ایشان فراهم میآورد .
حجم روابط به خودی خود می تواند منشا تهدیدات امنیتی متعددی برای كشورهای اسلامی بخصوص نظام اسلامی باشد . همچنین نباید از نظر دور داشت بقا و استمرار فعالیت اینگونه گروهها به لحاظ ماهیت و اهداف عمیقاً نیاز به روابط با خارج از كشور دارد . در این باره باید عنایت ویژهای نیز به ارتباط این افراد با خانوادههایشان در سایر كشورها علیالخصوص كشورهای آمریكایی و اروپایی داشت .
1.فلسفه يوناني
يكي از مواردي كه اغلب ، كارشناسان فرق و مذاهب در خصوصي تحليل شيطانگرايي از آن بهرهبرداري مينمايند ، ديدگاه اديان نسبت به مساله " شيطان " و معرفت خاصي ديني نسبت به اين شر مطلق است .
در همين رابطه نيز ادعاي لاوي در استناد به ذهنيات موهن خود مبني بر تغيير واژه يوناني (Devil) يا شيطان به devil و انتساب آن به زبان سانسكريت كه آنگاه معناي الهه مييابد قابل توجه است . در واقع نظريهپردازان طريقت گمراهي مذكور دست به مغالطهاي ميزنند و سپس در بستر آن به تبيين نظرياتشان ميپردازند .
بخش دوم ارتباط شيطانيسم يا فلسفه يوناني نيز در نگاه به اسطورهها ، افسانهها و خدايان يونان باستان است . همانطور كه در بخش قبلي نيز اشاره شد از يكسو ميل به پرستش كه امر فطري و طبيعي است و از سوي ديگر بناي فكري گروه قابل توجهي از ايشان منجر به آن ميشود تا از " درد بيخدايي به خدايان دروغين " پناه ببرند .
2. پروتستانيزم
كليساي كاتوليك و نهاد مستهلك آن طي 10 قرن فجايع اخلاقي ، عقيدتي ، سياسي ، اجتماعي و اقتصادي را عليه غرب به راه انداخت . پس از اقدام مارتين لورتر و كالوين در اعلام " خريداري شدن جهنم " جامعه مسيحيان به صورت افسار گسيخته و با جهتي كاملا غيرديني رويكردهايي را نسبت به مولفههاي فوق اتخاذ كردند .
بايد توجه داشت كه عدهاي از شيطانگرايان نيز قصد دارند كه با ارجاع مستقيم تاريخ تشكيلشان به سال 1565 در حقيقت دست به نوعي تاريخسازي بزنند كه فاقد عنصر استناد است.
اما ضروري است يادآور شويم كه ريشهاي اوليه اين حركت انحرافي به دوران رنسانس يا همان تاريخ ادعايي ميرسد اما در آن دوره گزارش تاريخي مستندي از شيطانگرايي وجود ندارد ، بلكه برخي افراد با ادعايي از دل سپردن به شيطانسعي در راهاندازي يك حركت انتقادي عليه كليسا را داشتند و بس .
اما اصول شيطانپرستي پروتستاني كه به دروغ به آنتوان لاوي منصوب ميشود شامل
موارد ذيل است :
" 1. شيطان ميگويد دست و دلبازي كردن به جاي خساست .
2. شيطان ميگويد زندگي حياتي به جاي نقشه خيالي و موهومي روحاني .
3. شيطان ميگويد دانش معصوم به جاي فريب دادن رياكارانه خود .
4. شيطان ميگويد محبت كردن به كساني كه لياقت آن را دارند به جاي عشق ورزيدن به نمكنشناسان .
يهود: شيطان در يهوديت، در لغت به معناي "دشمن" يا "تهمت زننده" است. و همينطور نام فرشتهاي است که مومنين را مورد محک قرار ميدهد. شيطان در يهود به عنوان دشمن خدا شناخته نشده است بلکه يک خادم خدا است که وظيفه دارد ايمان بشيريت را مورد آزمايش قرار دهد.
اسلامي : کلمه شيطان در عربي "الشيطان" به معناي خطاکار، متجاوز و دشمن ميباشد. اين يک عنوان است که معمولا به موجودي به نام ابليس صفت داده ميشود. ابليس يک جن بوده است که از خدا نافرماني کرده است لذا من طبع توسط خدا محکوم شده است که به عنوان منبعي براي گمراهي انس و جن باشد و ايمان آنها را براي خدا بسنجد.
شیطان در مسيحيت :
مفهوم شيطان در طول قرنها مورد مکاشفه قرار گرفته است. در اصل در سنت مسيحيان جودو، شيطان به عنوان بخشي از آفرينش ديده شده است که در برگيرنده قانوني است که ميتواند در مقابل خواست خداوند مخالفت کند و با اختيار تام خود، قادر است مبارزه طلب باشد. (يادآور يکي از تفسيرهاي يهودي که ميگويد تنها زماني که پتانسيل توانايي تخلف از خواست خدا را داشته باشيد و با او مخالفت نکنيد موجودي بسيار خوب خواهيد بود) در خلال قرنها اين مفهوم به مخالفت صرف عليه خداوند تحريف شده است. در بسیاري از شاخههاي مسيحيت، شيطان (در اصل لوسيفر) قبل از آنکه از درگاه خدا ترد شود، يک موجود روحاني يا فرشته بوده که در خدمت خداوندگار بوده است. گفته ميشود شيطان از درگاه خداوند به دليل غرور بيش از حد و خودپرستي ترد شده است. همينطور گفته شده است است شيطان کسي بوده است که به انسان گفته است ميتواند خدا شود، و موجب معصيت اصلي انسان در درگاه خدا شده است و در نتيجه از بهشت عدن اخراج شده است. از شيطان در کتاب يوناني "ديابلوس" به عنوان روح پليد (Devil) نيز نام برده شده است که به معناي "تهمت زننده" يا "کسي که به ناحق ديگران را متهم ميکند". واژه Devil از فعلي به معناي "پرت کردن" يا "انتقال دادن" نشئت گرفته شده است. در حالي که لاوي ادعا کرده است که اين واژه از زبان سانسکريت "devi" مشتق شده و به معناي الهه ميباشد (گرچه اين ادعا نادرست به نظر ميآيد)
آياواشي: "آکيلاتريراتو آماناي" منبع اسطورهشناسي آياواشي و کتاب ديني آياواشي، راجع به "کروني" که يک موجود شيطاني است سخن گفته است. اين موجود به 6 قسمت قطعه قطعه شده است و هر قسمت در جهان با نام هاي "راوانا" , "دوريودهانا" و ... متولد شده اند
شيطان پرستي مدرن از سال???? به وجود امد که به وسيله شخصي به نام انتوان لاوين پاي ريزي شد.انتوان لاوين از اخشار پانک با اتقاداتي پوچ بود اين فرد توانست با اختصاص دادن توجح قشر طرفدار خود قدرت را به دست بگيرد وا طرح هايي براي پاي گذاري شيطان پرستي مدرن را پاي ريزي کرد
در كلام امام معصوم(ع) جانب منفى نفس آدمى «شيطان» خوانده شده است: «نفس آدمى شيطان اكبر است» ؛ چه اينكه با شيطنت، انسان را از نفس خود دور مىسازد «ميل به جاهطلبى»، «پرخاشگرى»، «مجذوب واقع شدن»، «قدرتطلبى» و «عدم اعتماد به نفس» ظهور مرحله بدوى نفس انسان در «ذهن» انسان مىباشد. در قرآن كريم آمده است:
ما آبى نازل كرديم كه با آن خود را پاكيزه كنيد و با آن آلودگىهاى شيطان را از بين ببريد.
10حتى آن هنگام كه ايوب پيامبر به بيمارى مبتلا گرديد، از رنجى كه از ناحيه شيطان بدو رسيده بود به پروردگار خود عرض حال نمود.
11در كلام امام على(ع) نيز آمده است:
شيطان علاقه شديدى به محيطهاى مرطوب، تاريك و چرب دارد.
12امام صادق(ع) در اين باره فرمود:
كمينگاه شيطان براى تسلط بر فرزند آدم اين است كه به سرعت زير ناخنهايش پنهان مىشود.
13در روايت ديگرى آمده است:
ناخنهاى خود را كوتاه كنيد كه شيطان بين گوشت وناخن در جريان است.
14امام صادق(ع) فرمود:
چون مردى با زنى زناكار نزديكى كند شيطان به آلت او داخل شود .
15در كلام رسول(ص) خدا آمده است:
شيطان مانند خون در فرزندان آدم جارى است.
16پيدا است كه در اينجا ميكروب، صورت آن چيزى است كه روايتهاى ما آنرا شيطان خوانده است. در اين صورت، ميكروب همان ظهور مرحله نازله نفس انسان در جسم انسان مىباشد. در صورتى كه اين ديدگاه را بپذيريد، شيطان، نفس و ميكروب در طول يكديگر قرار خواهند گرفت. به معناى ديگر با حذف صورت ميكروب، اصل بيمارى در سطح نفس و پويايى به قوت خود باقى خواهد ماند. به نظر مىرسد تبديل ميكروب غير بيمارى زا به ميكروب بيمارى زا ناشى از تغييراتى است كه در سطح پوياى فرد (نفس) صورت مىپذيرد. نفس را از آن جهت سطح پويا خطاب مىكنيم كه تغييرات حاصل در اين سطح، قابل انتقال به سطوح پايينتر يعنى «ذهن» و «جسم» خواهد بود.
در اينجا مىبينيد كه هيچ امر «غير مقدسى» وجود ندارد حتى ميكروب، بيمارى، شيطان و... همگى آفريده شدهاند تا انسان بتواند به تعالى دست يابد. گفتار پيشوايان دين از آنجا كه انسان را در ارتباط با هستى معنا مىنمايند، بيش از هر چيزى مىتواند به روشن شدن موضوع كمك نمايد.
حضرت محمد(ص) در اين زمينه فرمود:
دستمال گوشتى را در خانه جاى ندهيد كه آرامگاه شيطان است.
17وقتى در زمينى از طاعون چيزى شنيديد به آن زمين نزديك نشويد و اگر در آن زمين هستيد از آن خارج نگرديد.
18به اهل بلا نظر نكنيد و بر آنها وارد نشويد و هنگام عبور به سرعت از كنار آنها بگذريد كه آنچه به آنها رسيده است، به شما نرسد.
19امام صادق(ع) فرمود:
ظرف غذا را بپوشانيد كه شيطان آن را مىخورد و بر آن زهرابه مىريزد.
20پيدا است كه در اينجا ميكروب، همان صورت شيطان است. با اين تفاوت كه دراينجا محل ظهور ميكرو ارگانيسم بيمارىزا آب فاسد، غذاى مانده و حيوان موذىاست.
هيچ نگرشى به اندازه عرفان، داراى وحدت و يكپارچگى در بيان ديدگاههاى خود نمىباشد. «هستى» يك چيز است و هر صورتى صاحب «نفس» است و هر گاه «صاحب نفس» از اعتدال خارج گردد، مىتواند محل ظهور ميكروارگانيسم بيمارىزا باشد. تفاوت در اينجا است كه ارگانيسم بيمارىزا از خارج به يك ارگانيسم در حالت تعادل تحميل گرديده و منشأ ظهور ميكروب بيمارىزا «نفس» ماده است. ناگفته پيدا است كه در صورت توان بالاى ميكروب بيمارىزا ممكن است فرد جان خود را در اين معادله از دست بدهد. اينكه در آموزههاى دينى نظافت و پاكيزگى نشانه ايمان معرفى شده و از انسانها خواسته شده است كه با دست خويش خود را به هلاكت نيفكنند، ناشى از همين موضوع است.
داروى شيميايى، اخلال در «مكانيسم تبديل»
اما به راستى چه بايد كرد؟ در صورت ابتلاى خود و عزيزانمان به بيمارى، چگونه بايستى رنج ناشى از بيمارى را آسان نمود؟ آيا فوراً به نزد پزشك رفت و از داروهاى شيميايى استفاده نمود يا آنكه چشم اميد به مكانيسم دفاعى بدن دوخت تا در تقابل بين ميكروب و ارگانيسم، كداميك پيروز ميدان خواهند شد؟
شك نيست كه داروهاى شيميايى، محركى جهت تحريك مكانيسم دفاعى بدن انسان قلمداد مىگردند. از اين رو، عكسالعمل اين مكانيسم در مقابل اين محرك خارجى شامل نشانههايى است كه در پزشكى جديد به آن اثرات جانبى يا EffectSide مىگوييم. در بيان امام معصوم(ع) استفاده از هر محرك خارجى به منزله «تصرف» در بدن تلقى مىگردد.
امام موسى بن جعفر(ع) در اين باره فرمود:
تا بيمارى به تو غالب نگرديده از دوا استفاده نكنى كه آن در بدن تو تصرف مىكند.
به نظر مىرسد تصرف به معناى دخالت هر عامل خارجى براى كمك به مكانيسم دفاعى بدن مىباشد. اگر چنين معنايى را بپذيريم، در تقابل بين مكانيسم دفاعى و ميكروب، چيزى عايد انسان مىشود كه در صورت تصرف، انسان خود را از آن محروم مىسازد. بگذريم از اينكه در اينجا مراد از «دوا»، ماده طبيعى است و نه داروى صناعى.
امام صادق(ع) فرمود:
هر كه صحتش بر بيماريش غالب باشد و معالجه كند من از او بيزارم.
تا بدن شما مىتواند با قواى طبيعى بر ضد مرض پيكار كند از استعمال دوا بپرهيزيد.
22حق تعالى دوا را فرستاده است و شفا را مىفرستد و هيچ دردى نيست مگر اينكه دوايى براى آن فرستاده است. مىبينيد كه در اينجا شفا امرى است مسبوق به دوا.21امام صادق(ع) استفاده از دوا را پس از غلبه بيمارى توصيه نموده و مىفرمايد:
پيامبرى از پيامبران خدا بيمار شد. پس گفت: دوا نمىكنم تا آن كه مرا درد داده است شفا بدهد. حق تعالى به او وحى فرستاد كه تا دوا نكنى من شفا ندهم.
حضرت محمد(ص) در باره زكام فرموده است:
از زكام نترسيد كه اين عارضه شما را از جزام محفوظ خواهد داشت.
23امام صادق(ع) در اين زمينه فرمود:
زكام صنعتى از صنايع حق و لشكرى از سپاه خدا است كه به سوى تو مىآيد تا تو را از علت ديگرى نجات بخشد. اگر مىتوانى اين حالت را به خود واگذار كه در زكام منفعتهاى فراوان است.
24بر اساس روايتهايى كه به دست ما رسيده است، همه ابناى بشر به «عرق جذام» مبتلايند. خداوند به واسطه زكام اين عرق را دفع مىنمايد.
امام صادق(ع) در اين باره فرمود:
در هيچ يك از فرزندان آدم نيست مگر اينكه در او دو رگ است: يك رگ به سر كه «خوره» را به حركت در مىآورد و رگ ديگر بدنش كه «پيسى» را به حركت در مىآورد. پس چون رگ سر به حركت درآيد، خداوند زكام را بر او مسلط مىگرداند كه دردهاى سر را مىكشد و چون رگ بدن را به حركت درآورد، خدا جوش را به او مسلط گرداند كه دردهاى بدن را وامىكشد. پس چون كسى جوش و زكام به هم رسانيده بايستى خدا را شكر كند.
رگ خوره يا عرق جذام همان «ميازم سورا» در طب هوميوپاتى مىباشد كه بشر به صورت تجربى به آن پى برده است.
توضيح اينكه «ميازم» به معناى «داغ» يا «لكه» و «سورا» به معناى «جزام» مىباشد. بر طبق دستاوردهاى تجربى دانش هوميوپاتى، همه ابناى بشر در وجود خود داراى سورا مىباشند.
در روايات متعددى آمده است كه زكام را نبايستى درمان كرد. جالب اينكه در بعضى از نقاط ايران مردم پس از ابتلا به سرماخوردگى، از ترشى، انگور و خربزه استفاده مىنمايند. توجيه مصرف اين خوراكىها در حين سرماخوردگى، تشديد حالت زكام و كمك به بهبودى سريعتر علايم بيمارى است.
اجازه بدهيد كلام ديگرى را از امام باقر(ع) براى شما نقل كنم. اين جملات را در هيچجاى ديگرى نخواهيد شنيد! ايشان فرمود:
علاج تب به سه چيز است: قى، عرق و مسهل.
پزشكى «امروز» و بحران ناكارامدى
نيازى نيست گفته شود پزشكى امروز در مقام درمان يك فرد مبتلا به زكام و تب، چه داروهايى استفاده مىنمايد. واضح است كه در اينجا ما شاهد فعل و انفعال در بعد «پويايى فرد» با تبديل ويژگىهاى خلقى به علايم و نشانه هايى مانند تب، زكام، خارش، اسهال، استفراغ و كهير در سطح جسم خواهيم بود. استفاده از داروهاى سركوبگر شيميايى كه در اين مسير ايجاد «اختلال» مىنمايد، مىتواند در دراز مدت با عقب راندن بيمارى از سطح جسم به لايههاى عمقى وجود فرد، باعث پيدايش بى ثباتى پايدار و در نتيجه بروز مشكلات مزمن گردد.
شايد اصلىترين دليل شيوع بيمارىهاى مزمن در جامعه ما، ناشى از مصرف سرسام آور داروهاى شيميايى باشد. آمارهاى رسمى نشان مىدهد كه نسخه هر پزشك ايرانى به طور متوسط، شامل چهار قلم دارو است كه اين ميزان دو برابر استانداردهاى جهانى است.
با توجه به آنچه تا كنون گفته شد، حتى در حالتى كه بدن به عفونت حاد ميكروبى مبتلا است، درمان با آنتى بيوتيك توصيه نمىگردد؛ زيرا اولاً در كشاكش نبرد بين مكانيسم دفاعى و «ميكروب»، آنتى بيوتيك به عنوان يك «محرك خارجى صناعى قدرتمند» بخشى از توان مكانيسم دفاعى بدن را به خود مشغول مىنمايد. به خوبى مىدانيد كه عوارض جانبى ناشى از مصرف اين داروها، بعضا از ابتلائات خود ميكرو ارگانيسم خطرناكتر مىباشند.
ثانياً دخالت آنتى بيوتيك در فرايند مقابله ميكروب و مكانيسم دفاعى، موجب تضعيف مكانيسم دفاعى و تقويت بنيه ميكروب در آتيه خواهد شد.
بىجهت نيست كه به موازات پيدايش نسلهاى جديد ميكروبهاى مقاوم به درمان، بشر در تلاش جهت كشف آنتىبيوتيكهاى جديد مىباشد.
بى ترديد سالمترين شيوه براى كنترل بحران وكاهش ميزان آشفتگى، افزايش توان مكانيسم دفاعى است.
امامموسىبن جعفر(ع) در باره درمان فردى كه به دندان درد مبتلا بود، به شيوهاىاز درمان اشاره مىنمايد كه در آن، دوا به صورت «رقيق شده» مورد استفاده قرارمى گيرد. با توجه به اين شيوه است كه هفتمين امام شيعه را بايستى پايه گذار دانش هوميوپاتى در جهان دانست. ايشان فرمود:
در صورتى كه فردى به دنداندرد مبتلا گرديد، تمام خيار حنظل (يا هندوانه ابوجهل) را گل بگيرد. سپس سرش را سوراخ كند وكاردى از آن سوراخ داخل كند و مغزش را بتراشد. سپس «سركه» تندى را كه از «شراب» به عمل آمده باشد، در آن سوراخ بريزد و بر آتش بگذارد كه بسيار بجوشد. سپس دارو را هر وقت كه احتياج باشد، به قدر ناخنى برگيرد و بر دهان و دندان خود بمالد و اگر بخواهد آنچه كه در ميان حنظل است در شيشه يا ظرف ديگرى خالى كند و هر چند آبش بر طرف گرديد سركه بر رويش بريزد و هر چه كهنهتر شود نفعش بيشتر است.
آيا اگر روزى تمدن غرب چنين نوشتهاى را در متن يكى از كتابهاى خود مىديد، امروز ما آن را به عنوان سند عقلانيت بشر، در كتابهاى درسى خود نمىگنجانديم؟
باور كنيد بسيارى از رفتارهاى سنتى و حتى دينى ما بر اساس كلنگرى و مشابهت، معنا مىيابد، به عنوان نمونه مىتوان به نوشاندن آب طلا به فردى كه دچار ترس ناگهانى شده يا استفاده از آب نمك دركسانى كه از التهاب وخشكى ناحيه حلق رنج مىبرند و توصيه به مصرف شلغم در افراد مبتلا به سرماخوردگى وحتى غسل ميت، در نگرش فقهى ما اشاره نمود.
هوميوپاتى به معناى (رنج مشابه) به ما مىآموزد كه در ميان همه آن چيزهايى كه به نظر غير مقدس به حساب مىآيند(رنج) نيز امرى كاملا مقدس محسوب مىگردد؛ چرا كه به واسطه مادهاى كه در فرد سالم ايجاد(رنج) مىنمايد به درمان (رنج مشابه) در فرد(بيمار) مىپردازيم. در اينجا خلق هيچ چيزى بدون حكمت نيست. كم فايدهترين مخلوقات در بطن خود، سودمندترين مخلوق به شمار مىآيند. گو اينكه همه چيز براى انسان خلق شده است و انسان براى تعالى. همه هستى با شگفتىهاى خود در وجود انسان جمع است و انسان از آن ناآگاه
آيا شيطان حق دخالت در کار خدا را دارد .
ما اگر بنده خدا شويم او ما را يار خواهد بود , اگر بنده شيطان شويم او ما را ياور مدام ست؟
فلسفه وجود شيطان در دنيا چه بود.
آيا جنگ انسان و شيطان يک جنگ برابر ست .
آيا انسان مي تواند در قالب انسان و قابل لمس ظاهر شود
چرا با اينکه شيطان از نزديک جهنم را مي دانست باز آلوده به گناه شد و ادامه داد
قدرت شيطان چقدرست .
ميزان تاثير ان روي انسان وابسته به چيست .
شيطان بر چه کساني مسلط ست.
و ......
دين از نگاه هاليوود (2)
تاريخ سينما همواره شاهد فيلمهايي بوده که نمايش آنها اعتراض گسترده پيروان مذاهب مختلف را به همراه داشته و از نمونههاي اخير آن ميتوان به "جنايت پدر آمارو"، "مصائب مسيح" و "رمز داوينچي" اشاره کرد.
يک داستان فانتزي که جايزه بهترين کتاب مخاطبان جوان را از انجمن کتابخانههاي آمريکا دريافت کرده، چطور ميتواند توهينآميز تلقي شود؟ اعتراضهاي اخير گروهي از مسيحيان معتقد نشان ميدهد اين اتفاق افتاده است.
وقتي داستان کتاب پر از "بوقلمون"هايي است که روح بچهها را ميخورند، صرفنظر از اينکه فيليپ پولمن نويسنده کتاب با افتخار خود را ملحد و منکر وجود خدا ميداند، ساخت فيلم از روي چنين کتابي طبعا اين نوع اعتراضها را نيز در پي دارد. چيزي که هست اين بحثها ميتواند به موفقيت تجاري "قطبنماي طلايي" با بازي دانيل کريگ و نيکول کيدمن کمک کند که از جمعه اين هفته در آمريکاي شمالي اکران ميشود.
"قطبنماي طلايي" نخستين فيلمي نيست که با انگشت گذاشتن روي باورهاي مذهبي ميکوشد راه خود را پيش ببرد. تاريخ سينما به خصوص تاريخ هاليوود همواره شاهد فيلمهايي بوده که نمايش آنها اعتراضهاي گسترده پيروان مذاهب مختلف را به همراه داشته است.
در همين چند سال اخير فيلمهايي مانند "جنايت پدر آمارو"، "مصائب مسيح"، "پادشاهي آسمان"، "کوهستان بروکبک"، "پلي به ترابيتيا" و "رمز داوينچي" با دستمايه قرار دادن مضامين بحثانگيز جنجالهايي بپا کردهاند که در مواردي اين اعتراضها حداقل به لحاظ تجاري به نفع سازندگان فيلمها بوده است. نگاهي اجمالي به اين فيلمها ميتواند تا حدي در اين زمينه روشنگر باشد.
با عرض سلام به همه ی دوستان
مقداری از آنچه ما از شیطان پرستی فهمیدیم اینکه :
سران غربی در رویارویی با دین نتوانستد پاسخ جوانانشان را در عرفان دینی مسحیت و یهودیت بدهند و الان دین موجب مسخره ی جوانان در غرب گردیده و با آن به مبارزه برخواسته اند . از طرفی بی هویتی و پوچی گری بین قشر جوان و حتی تحصیل کرده ی خود را نمی توانند درمان کنند.
از طرفی می خواهند به دنبال پول پرستی یهودیان هم باشند لذا هر روز دین جدید و فرقه ی جدید معرفی کرده و به شرق و جهان اسلام حمله می کنندو با کمک هالیوود و بانکها و مد خواهی و اخلاق خاص جوانان و با کمک تبلیغات کاذب ماهواره ای در موضوعات پوشاک و خوراک و رقص و آواز و دیسکو ها ، همه را بدنبال کالا و موسیقی جدید می فرستند.هر روز فیلم جدید و بازیگر جدید وپایکوبی های کاذب و ساختگی و بدون نشاط جدید اما در پشت صحنه فریب و نمایش و قتل و ادم ربایی و .....
یهودیان هر چه بتوانند می کنند و از تمام ظرفیت ها و توان مالی و تخصصی خود استفاده کرده اند
تا شاید لحظه ای افرادی را (خصوصا" جوانان و بین انها جوانان شرقی را ) تحت تاثیر افکار و اعمال خود قرار بدهند
نیز از مسایل شهوی و جنسی( مثل کاری که در فیلمهای هالیوودی کرده اند ) کمال استفاده را برده اند.
این مشخص است که صهیونیستها خود هیپی گری و رپ و پاپ و موسیقی های مختلف و رقاصه ها و بازیگران و سایتهای پورنو و وبلاکهای ضد دینی و قوانین ساختگی بین المللی و خرافات و بی بند وباری را بصورت قارچی در جهان راه انداخته و هدایت و پشتیبانی تمام عیار می کنند .!!!!
آن هم فقط برای در دست گرفتن جهان و تسلط بر همه امورات ملل و اقوام و معادن و استعدادها !!!
لذا سران غرب و امریکا با برنامه ریزی صهیونیست بین المللی بواسطه ی گرفتار کردن جوانان در کاباره ها و قمار خانه ها و با مصرف مواد مخدر مختلف و متنوع ، بهترین سرگرمی را برای مشغولیت و فریب جوانان درست کرده اند.تا هیچ جوانی به فکر ابداعات و اکتشافات و ساختن جامعه ی خود نیفتد و اگر چنین شد توان و کمک فکری و انسانی نداشته باشد .؟؟؟
همه را در خواب کرده اند حتی مسؤولین کشورها را در پول و شهوت و برنامه های تبلیغاتی یا با مشکلات لا ینحل در گیر کرده و اقتصادشان را به بازی گرفته و هر روز بر گرفتاری داخلی و خارجی انان می افزایند...........
نیز هر برنامه ای برای قشر ضعیف دختران و کودکان و مستضعفانخواسته اند اجرا نموده و قاچاق انسان و کشتار و گسترش بیماریها و ........ را رهبری و حمایت می کنند.
بعلاوه جیب خود را با رواج گناه و ظلم و فساد و فریب جوانان و اقشار تحصیل کرده ی کشورها هر روز پر تر و اقتصاد جهان را به همین سمت می برند.
ایجاد مرزهای بسیاری از کشورها به دست انگلیسی ها انجام شده و فرقه ی بهاییت زاییده ی صهیونیست و وهابیت زاییده ی انگلیسی ها ست تا در داخل کشورهای اسلامی نفوذ و موجبات انحراف و تفرقه و انحطاط اینده ی اسلام را باعث شوند!!! اگر چه همه ی انها با هم اند و بزرگترین دشمن خود را در شرق و ممالک اسلامی یافته اند...!!!!
شاید گزاف نگفته ایم اگر بگوییم صهیونیست زاییده ی انگلیس است ؟؟!!
حال در اینجا می خواهیم بگوییم که :
شیطان پرستی ارتباط مستقیم با موسیقی و فحشا و ارتباطات نا مشروع جوانان و نیز مرتبط با فشن و مد گرایی و فروش کالاهای صهیونیستی و هر چه فکر آن را کنید می باشد ، اما جالب این است که هیچ سابقه و تاریخچه ی خاصی ندارد ( اگر چه برخی آن را از یونان باستان گفته اند اما به این صورت نبوده ) و پشت تمام این فرقه ها و کشتار بین ادیان و حتی قدرت گرفتن دراویش فقط انگلیس و امریکا هستند و بس!!!
فرقه ی شیطان پرستی جدید و از تمام امکانات غرب استفاده کرده و با تبلیغات شدید جهت براندازی دین و وجدان و انسانیت کار می کند و در این راه از اسم شیطان بهره برده و از انتقاد شدید جوانان نسبت به دین نهایت استفاده را در مبارزه با خدا و اخلاقیات بکار می برد . !!؟؟
این فرقه ی جدید در هر کشور و منطقه ای یک تعریف جداگانه دارد و این نشانه ی ان است که هیچ مبنایی برای آن مفروض نیست و تنوع در مویسقی ها و خوانندگی ها و گروه ها خود موجب اشفتگی پیروان ان در کشور ما شده وهیچ کس تعریف مشخصی از آن ارایه نکرده .؟!
این نشانه ی آن است که ما بازیچه ی دست غربی ها شده ایم و باید هر چه زودتر به عقب برگردیم و اداب و سنن خود را و عقایدمان را درک کنیم و با یک بازیابی و به روز سازی اسلام در برابر تجاوزات فرهنگی غرب عکس العمل نشان داده و شروع به برنامه ریزی سازمان یافته نماییم و بهد با یک برنامه ی حساب شده به جنگ تمام عیار با کفار پردازیم که این نهایت ارزوی همه ی انبیا و پیامبران بوده است!!!
این مهم بر دوش جونانان است چرا که مطلع و دارای نشاط هستند فقط نیازمند شناخت کامل و به روز و نیز غیرت دینی و کمک اساتید متعهد دانشگاهی و حوزوی خواهند بود ....
در اینده حرفهای بیشتری در این زمینه با هم خواهیم زد ..........................
ادامه دارد..................

